تبلیغات
عشقولانه های من - مطالب هفته چهارم آبان 1388

امروز:

یادم باشد .....

» نوع مطلب : شعر و متن های ادبی کوتاه ،


نوشته شده در : شنبه 30 آبان 1388  توسط : عشقولانه .    نظرات() .

كاش می شد

» نوع مطلب : شعر و متن های ادبی کوتاه ،

كاش می شد باردیگر سرنوشت از سر نوشت
كاش می شد هر چه هست بر دفتر خوبی نوشت
كاش می شد از قلمهایی كه بر عالم رواست با محبت, با وفا, با مهربانیها نوشت
 كاش می شد اشتباه هرگز نبودش در جهان داستان زندگانی بی غلط حتی نوشت
 كاش دلها از ازل مهمور حسرتها نبود كاین همه ای كاشها بر دفتر دلها نوشت


نوشته شده در : شنبه 30 آبان 1388  توسط : عشقولانه .    نظرات() .

آی خدا دلگیرم ازت

» نوع مطلب : شعر و متن های ادبی کوتاه ،

    آی خدا دلگیرم ازت............. آی زندگی سیرم ازت
    آی زندگی میمیرم و............. عمرم و می گیرم ازت
    این غصه های لعنتی............. از خنده دورم می کنن
    این نفس های بی هدف........... زنده به گورم می کنن
    چه لحظه های خوبیه...............ثانیه های آخره
    فرشته مردن من ....................منو از اینجا می بره
    آی خدا دلگیرم ازت............. آی زندگی سیرم ازت
    آی زندگی میمیرم و............. عمرم و می گیرم ازت
    چه اعتراف تلخیه................ انگار رسیدم ته خط
    وقت خلاصی ازهوس............. آی دنیا بی زارم ازت



     http://raminep.googlepages.com/koleh-poshti.jpg



    نوشته شده در : شنبه 30 آبان 1388  توسط : عشقولانه .    نظرات() .

    چشم های بارانی


    0v3yioornnw4eb4vkxe2.jpg 

    چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید:

    چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟

    چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است؟

    اما افسوس که هیچ کس نبود ...

    همیشه من بودم و تنهایی پر از خاطره ...

    آری با تو هستم ...!

    با تویی که از کنارم گذشتی...

    و حتی یک بار هم نپرسیدی،

    چرا چشمهایم همیشه بارانی است...!!


    نوشته شده در : شنبه 30 آبان 1388  توسط : عشقولانه .    نظرات() .

    دلم برای کسی تنگ است

    » نوع مطلب : شعر و متن های ادبی کوتاه ،

      دلم برای کسی تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد ، دلم برای کسی تنگ است که با زیبایی کلامش مرا در عشقش غرق می کند ، دلم برای کسی تنگ است که تنم آغوشش را می طلبد ، دلم برای کسی تنگ است که قلب من برای داشتنش عمرها صبر می کند ، دلم برای کسی تنگ است ، دلم برای تو تنگ است



      نوشته شده در : شنبه 30 آبان 1388  توسط : عشقولانه .    نظرات() .

      کوچه - فریدون مشیری

      » نوع مطلب : شعر و متن های ادبی کوتاه ،


      www.Marshalclub.com/join

       

       



      ادامه مطلب

      نوشته شده در : شنبه 30 آبان 1388  توسط : عشقولانه .    نظرات() .

      با عشق زندگی کن

      » نوع مطلب : شعر و متن های ادبی کوتاه ،

      « با عشق زندگی کن »

      یكی بود یكی نبود مردی بود كه زندگی اش را با عشق و محبت پشت سر گذاشته بود .وقتی مرد همه می گفتند به بهشت رفته است .آدم مهربانی مثل او حتما به بهشت می رفت. در آن زمان بهشت هنوز به مرحله ی كیفیت فرا گیر نرسیده بود.استقبال از او با تشریفات مناسب انجام نشد.دختری كه باید او را راه می داد نگاه سریعی به لیست انداخت و وقتی نام او را نیافت او را به دوزخ فرستاد. در دوزخ هیچ كس از آدم دعوت نامه یا كارت شناسایی نمی خواهد هر كس به آنجا برسد می تواند وارد شود .مرد وارد شد و آنجا ماند. چند روز بعد ابلیس با خشم به دروازه بهشت رفت و یقه ی پطرس قدیس را گرفت: 
      این كار شما تروریسم خالص است! 

      پطرس كه نمی دانست ماجرا از چه قرار است پرسید چه شده؟ابلیس كه از خشم قرمز شده بود گفت:آن مرد را به دوزخ فرستاده اید و آمده و كار و زندگی ما را به هم زده. از وقتی كه رسیده نشسته و به حرفهای دیگران گوش می دهد...در چشم هایشان نگاه می كند...به درد و دلشان می رسد.حالا همه دارند در دوزخ با هم گفت و گو می كنند...هم را در آغوش می كشند و می بوسند.دوزخ جای این كارها نیست!! لطفا این مرد را پس بگیرید!! 


      وقتی رامش قصه اش را تمام كرد با مهربانی به من نگریست و گفت: 
       

      ((با چنان عشقی زندگی كن كه حتی اگر بنا به تصادف به دوزخ افتادی... خود شیطان تو را به بهشت باز گرداند)) 


      نوشته شده در : شنبه 30 آبان 1388  توسط : عشقولانه .    نظرات() .

      دروغ های مادرم ...

      » نوع مطلب : گوناگون ،


      داستان من از زمان تولّدم شروع می‎شود. تنها فرزند خانواده بودم؛ سخت فقیر بودیم و تهی‎دست و هیچگاه غذا به اندازهء کافی نداشتیم. روزی قدری برنج به دست آوردیم تا رفع گرسنگی کنیم. مادرم سهم خودش را هم به من داد، یعنی از بشقاب خودش به درون بشقاب من ریخت و گفت،:

      "فرزندم برنج بخور، من گرسنه نیستم." و این اوّلین دروغی بود که به من گفت.


      ادامه مطلب

      نوشته شده در : شنبه 30 آبان 1388  توسط : عشقولانه .    نظرات() .

      از دل تا قلــــــــــــــــــم

      » نوع مطلب : شعر و متن های ادبی کوتاه ،

      چه زود گذشت خاطرات زیبای با هم بودنمان, مثل رویا بود.
      سراسرعشق ,شادی وسادگی

      كاش میشد دوباره با هم بودن را,

      برای هم بودن را و آن خنده های بی آلایش راتجربه كنیم.

      كاش بدانی تو جدا نشدنی ترین همراه من درقسمتی از جاده زندگی ام بوده ای.

      کاش من ...

      کاش تو ...


      http://mahdialavi.persiangig.com/ghalam.jpg


      نوشته شده در : پنجشنبه 28 آبان 1388  توسط : عشقولانه .    نظرات() .

      روی قبرم بنویسید مسافر بوده است

      » نوع مطلب : شعر و متن های ادبی کوتاه ،

      روی قبرم بنویسید مسافر بوده است*
      *بنویسید كه یك مرغ مهاجر بوده است

      *بنویسید زمین كوچه ی سرگردانیست*
      *او در این معبر پرحادثه عابر بوده است*

      *صفت شاعر اگر همدلی و همدردیست*
      *در رثایم بنویسد كه شاعر بوده است*

      *بنویسید اگر شعری ازاو مانده بجای*
      *مردی از طایفه ی شعر معاصر بوده است*

      *مدح گویی و ثنا خوانی اگر دین داریست*
      *بنویسید در این مرحله كافر بوده است*

      *غزل هجرت من را بنویسید همه جا*
      *روی قبرم بنویسیدمهاجر بوده است


      نوشته شده در : چهارشنبه 27 آبان 1388  توسط : عشقولانه .    نظرات() .