تبلیغات
عشقولانه های من - مطالب هفته سوم دی 1388

امروز:

کسی ما را نمی جوید

» نوع مطلب : شعر و متن های ادبی کوتاه ،

کسی ما را نمی جو ید

کسی ما را نمی پرسد

کسی تنهایی ما را نمی گرید

دلم در حسرت یک دست

دلم در حسرت یک دوست

دلم در حسرت یک بی ریای مهربان مانده است

 

کدامین یار ما را می برد تا انتهای باغ بارانی؟؟

 

کدامین آشنا آیا

 

به جشن چلچراغ عشق دعوت می کند ما را؟

 

و اما با توام

ای آنکه بی من


مثل من

تنهای تنهایی

 

تو که حتی شبی را هم

به خواب من نمی آیی


تو حتی روزهای تلخ نامردی

 

نگاهت

التیام دستهایت را

 

دریغ از ما نمی کردی...

 

من امشب از تمام خاطراتم با تو خواهم گفت

 

من امشب با تمام کودکی هایم برایت اشک خواهم ریخت...

 

من امشب

دفتر تقویم عمرم را

به دست عاصی دریای نا آرام خواهم داد

همان دریا که می گفتی

تو را در من تجلی می کند ای دوست

همان دریاکه بغض شکوه هایم در گلوی موج خیزش زخم بر میداشت

 

و اما با تو ام

 

ای آنکه بی من مثل من

تنهای تنهایی

 

کدامین یار ما را می برد

تا انتهای باغ بارانی؟؟؟


نوشته شده در : پنجشنبه 17 دی 1388  توسط : عشقولانه .    نظرات() .

دلم خیلی گرفته

» نوع مطلب : شعر و متن های ادبی کوتاه ،

    شعر زیر رو تقدیم میکنم به...... بی خیال!!

    دلم برای روزهایی که با هم خوش بودیم تنگ شده.

    امروز دلم خیلی گرفته .

    از این که نمیتوانم مثل گذشته با تو باشم و فقط خدای بزرگ

    می داند چقدر تنهایم .   

    در این دنیای فانی فقط تو را دوست داشتم, 

    ولی سرنوشت ... زندگی خوب مرا تغییر داد .

    گاهی فکر میکنم کاش :

    هیچوقت از صمیم قلب دوستت نداشتم

    تا میتوانستم به راحتی همه چیز را قبول کنم.

     



    نوشته شده در : پنجشنبه 17 دی 1388  توسط : عشقولانه .    نظرات() .