امروز:

دلتنگی!!!

» نوع مطلب : خانوادگی ،

کاش می دونست چقدر دوستش دارم و چقدر دوست داشتم الان پیشم بود. کاش می تونستم الان پرواز کنم و توی دستای اون فرود بیام. همون دستای مهربونی که همیشه عظرشو حس می کنم. کاش دوباره همه چیز تکرار می شد، همه همه همه چیز!!! شاید باورش سخت باشه و غیرممکن ، ولی برای من همشون ممکنه!!!
اون روزهای بهاری، گرمای تابستونا، سرمای زمستون و لیز خوردن روی برفها، به اندازه ای دلم برای اون روزها و صداش تنگ شده که حاضرم مابقی عمرم رو بدم تا اون لحظه ها رو و اون دستای گرمشو دوباره حس کنم. اون دستایی که عطرش تا مدتها با من بود. گرمی وجودش و حس این موضوع که هروقت مشکلی دارم می تونم بهش پناه ببرم و یه آرامش خاطر خاصی رو بهم می داد، همون دوست داشتنی رو که لحظه ای از خاطرم پاک نمی شه، کاش و ای کاش برای همیشه پیشم می موند ....
کاش می تونست بفهمه که الان چقدر دلتنگشم.....


نوشته شده در : یکشنبه 12 اردیبهشت 1389  توسط : عشقولانه .    نظرات() .

mahya
پنجشنبه 3 تیر 1389 07:17 ب.ظ
خوب بود سعی کنی بهتر میشه تازه داشت اشکم درمیمد که تموم شد
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic